السيد محمد حسين الطهراني

56

معاد شناسى (فارسى)

مِنَ الْمُمْكِناتِ . بَلْ كُلُّ وُجودٍ وَ كُلُّ كَمالِ وُجودٍ فَهُوَ صادِرٌ عَنْهُ فائِضُ مِنْ لَدُنْهُ . صارَ الْحَقُّ حِيْنَئِذٍ بَصَرَهُ الَّذى بِهِ يَبْصُرُ ، وَ سَمْعَهُ الَّذى بِهِ يَسْمَعُ ، وَ قُدْرَتَهُ الَّتى بِها يَفْعَلُ ، وَ عِلْمَه الَّذى بِهِ يَعْلَمُ ، وَ وُجودَهُ الَّذى بِهِ يوجَدُ . فَصارَ الْعارِفُ حِينَئِذٍ مُتَخَلِّقاً بِأخْلاقِ اللهِ تَعالَى بِالْحَقيقَةِ . « 1 » « مرد عارف به خدا ، چون از هستى و نفس خود بيرون رود و به وجود حقّ تعالى بپيوندد ، تمام قدرت‌ها را مستغرق در قدرت خدا مىبيند ، كه به جميع ممكنات و مقدورات كشيده شده است ؛ و تمام علم‌ها را مستغرق در علم خدا مىبيند ، كه هيچ موجودى از موجودات از آن پنهان نيست ؛ و تمام اراده‌ها را مستغرق در ارادهء خدا مىبيند ، كه تمام ممكنات در تحت آن اراده بوده و قدرت سرپيچى از آن را ندارند . بلكه تمام وجوداتى كه در عالم هست و تمام كمالاتى كه وجود دارد ، همه را از ناحيهء حضرت حقّ مىنگرد كه از آن منبع فيض صادر شده و به عالمِ وجود افاضه گرديده است . در اين حال ذات مقدّس پروردگار ، چشم عارف ميگردد كه با آن مىبيند ، و گوش وى مىشود كه با آن ميشنود ، و قدرت او ميگردد كه

--> ( 1 ) شرح « إشارات » بو على سينا ، طبع مصر ، جلد چهارم ، ص 97 و 98 ؛ و طبع سنگى ، در صفحهء شانزدهم از آخر كتاب